تبليغاتX
صدا...صدای جوانی...
گم می شوم میان دغدغه هایی که نمی گوم و میدانم نمیدانی چیست!دارم می رسم... دارم یاد می گیرم... دارد قدم بلند می شود...
شاید کار، کار قصه های عزیز باشد که حکمتش را می گوید و ماندم که چیست! شاید قسمت رفتن باشد برای رسیدن... دارم می روم ... دارم می دوم بس که هول رسیدن دارم... شاید وقتی رسیدم، دغدغه های امروزم تمام شده باشد... آن وقت سرم را بالا می گیرم... با وجود هر چه که می گوید نمی توانی... با وجود هر کس که می گوید نمی شود ... می رسم که بگویم: اینجا قله ست و من رسیدم... می دوم... می دوم برای این که دورها آوایی ست که مرا می خواند... برای این که به ستاره بفهمانم: چشمانم بی فروغ نیست...
با وجود این که می روم، هستم... چون: من اینجایی-ام و چراغم در این خانه می سوزد...

+ نوشته شده در  جمعه 1388/08/15ساعت 12:20  توسط ستاره  | 



آقای راننده، لطفا" کمی آهسته تر برانید، جان مادرتان!
دیوارهای این زیر گذر مرا می برد به اعماق کودکی-ام... آقای راننده، کودکی-ام را زود پیر نکنید...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/12ساعت 22:41  توسط ستاره  | 



دلم تنگ است برای نوشتن مشق های ساده ی آب بابا... تکلیف های ساده ی دیروز... و مشغله ی نا تمام امروز...
حالا شاید به تفسیر تمام آنچه می دانم، قدم می زنم... به خاطر آنچه خواستنی ست، می دوم... حالا شوق لی لی های کودکانه-ام را در چشمان کودکی دیگر می جویم... حالا شاید می خندم به حرمت خنده های مادر... می ایستم به خاطر نگاه های پر امید پدر... حالا شاید تمام دنیایم را می گذارم به پای همه ی آنان که دوستشان دارم... به خاطر همان عطر نان گندم، به خاطر پر خطر زندگی، به خاطر گرم اردیبهشت....
این روزها نیسان را یک جا هوای زمزمه دارم...
شاید برای تو، دیروزِ من،  یک اتفاق نادر و چرخی شکسته است... اما برای من، هر روز حادثه ست.

 

+ نوشته شده در  جمعه 1388/08/08ساعت 11:23  توسط ستاره  | 



روزی که بجنبد نفس باد بهاری
بینی که گل و سبزه کران تا به کران است

ای کوه تو فریاد من امروز شنیدی
دردی ست در این سینه که همزاد جهان است

ازداد و وداد آن همه گفتند و نکردند
یا رب! چه قدر فاصله ی دست و زبان است

خون می چکد از دیده در این کنج صبوری
این صبر که من می کنم، افشردن جان است

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/07/22ساعت 19:3  توسط ستاره  | 



سوال: در محوطه ی خوابگاه دانشگاه ما چه دیده می شود؟

جواب: سگ ، گربه ، موش ، ملخ ، سوسک ، مرغ ، خروس ، جوجه ، اردک ، غاز، مارمولک ، پشه ، مگس ، زنبور ، مورچه ، - گاهی هم آدم هایی عبور می کنند که آدم های دیگر دانشجو صدا می زنندشان-...

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/07/13ساعت 22:41  توسط ستاره  | 



Copyright © 2007 - Designed By PayamSalamiPargoo