در آغاز با چند روز تاخیر روز معلم را به پدر مهرانم ،به ۳تا شوهر خاله های با نشاطم،به دایی همیشه
بهاری ام و همسر با محبتشان و ۲تا خاله ی نازنینم تبریک می گویم
روز و این هفته بر شما مبارک و دلتان ستاره باران... ![]()
![]()
مادرم ، باغبان باغ حیاتم ۱۵ اریبهشت روز لبخندت به هستی مبارکت باد و ستارگان هفت آسمان فرش
راهت... چه بی تابانه می خواهمت ای دوریت آزمون تلخ زنده به گوری من... ![]()
![]()
اکنون ۱۸ اردیبهشت دارد از راه می رسد و من نیز چمدان می بندم و وارد سال جدیدی از زندگانی ام می شوم
بهار،تابستان،پاییز،زمستان و اردیبهشت ها با هجدهمشان می آیند و می روند تنها این منم که روز گاری جوان و
روزگاری پیر می شوم...اینک خاطراتم را بر دفتر دهر هک می کنم تا هنگامی که روزگارم را مرور می کردم ردی
از خود داشته باشم و حرفی برای گفتن...آری ۱۸اردیبهشت ماه تولد من است روزی است که به ای زمین آمده ام
ایستاده ام و دریچه های بینایی را فرو می بندم و به آنچه کاشته ام می اندیشم...
خداوندا ! رفیقا ! مهربانا ! دست گیرا !
یاری ام فرما... باشد که در این طلوع دلی را نشکنم.... باشد که در فراگیری تواناتر باشم... باشد که برای آنان
که در کنارم هستند خاموش نشوم...باشد که باهم زیستن را از یاد نبرم... باشد که فرا تر گام بردارم.....
باشد که .... باشد که شایسته تر نفس بکشم...باشد که به آن چه می خواهم دست یابم...
باشد که از یاد نبرم ستاره ام.... وباشد که از یاد نبری ام و از یاد نبرندم...![]()
![]()
![]()
در زمینی که ضمیرش من و توست / از نخستین دیدار ،هر سخن ،هر گفتار
دانه هایی ست که می افشانیم/ برگ و باری ست که می رویانیم
آبو خورشید و نسیمش مهر است / آن چنان می بایست که به بار آید
زندگی را به دل انگیز ترین چهره بیارایید
آن چنان با تو در آمید این روح لطیف
که تمنای وجودت همه او با شد و بس / بی نیازت سازد از همه چیز و همه کس
زندگی گرمی دل های به هم پیوسته ست/ تا در آن دوست نباشد همه در ها بسته ست
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
اهل زمین نبود، نمازش شکسته بود![]()
بر سنگ قبر من بنویسیدشیشه بود![]()
تنها از این نظر که سراپا شکسته بود![]()
برسنگ قبر من بنویسید که پاک بود![]()
چشمان او که دائما" از اشک شسته بود![]()
برسنگ قبر من بنویسید این درخت![]()
عمری برای هر تبر و تبشه دسته بود![]()
بر سنگ قبر من بنویسید کل عمر![]()
پشت دری که باز نمی شد نشسته بود![]()
واما بعد...
""کاش سهراب نمی رفت به این زودی ها........ دل پر از صحبت این شاعر کاشانی بود""
امروز ۱اردیبهشت است،۲۶ سال پیش سهراب رفت
و اتاق آبیش را با تمام شعرها یادگار گذاشت...
....من در ایوانم/رعنا لب حوض/رخت می شوید رعنا
مادرم صبحی می گفت/موسم دل گیری است/من به او گفتم زندگانی سیبی است
گاز باید زد با پوست....

