تبليغاتX
صدا...صدای جوانی...

صدا...صدای جوانی...

اینجا تهران است...صدای جمهوری اسلامی ایران...رادیوی محبوب من...
اسارت
آن روز که روی زمین راه می رفتی و لبخند می زدی یادت هست

آن روز اسیرت کردم در لم

و در دل را قفل کردم و کلیدش را به دریا انداختم تا ماهی ها آن را قورت دهند

اما نمی دانم از کجا ،چگونه و چطور کلید را یافتی و گریختی...

آن روز بود که فمهیدم

هیچ چیز،هیچ وقت در هیچ کجا محبوس نمی ماند

حتی...

حتی اگر ماهی ها کلیدش را قورت بدهند

 

+نوشته شده در پنجشنبه 1385/03/18ساعت17:47توسط ستاره |