تبليغاتX
صدا...صدای جوانی...

صدا...صدای جوانی...

اینجا تهران است...صدای جمهوری اسلامی ایران...رادیوی محبوب من...
هرکه در این حلقه نیست...
برداشت های آزاد من...

*بسیاری از یادداشت ها و کامنت ها می توانند اغلاط ما را یادآوری کنند.غلط هایی که در کار و روش و راهمان داریم.

*حلقه ی وب حلقه ی دوستی است.

*حلقه در یک دایره شکل می گیرد .دایره یعنی شکل یا سطحی که هیچ ضلعی ندارد.اگر ضلع باشد آن گاه می توان به راحتی به آن تکیه داد در نتیجه تعدادی تکیه می دهند و باقی در میان می مانند اما در زیر یک گنبد همه با هم برابرند.

*هر که در این بزم مقرب تر است ..... جام بلا بیشترش می دهند

*خداوند طوری آدم ها را آفریده که به راحتی با هم لینک پیدا کنند.

*خداوند طوری آدم ها را آفریده که اگر ID هایشان فعال شود به راحتیIDهای دیگر را به دوستی دعوت می کند.

*هر که در این حلقه نیست ...... فارغ از این ماجراست

*حلقه ی دوستی خودمان را در وبلاگ ها گسترش و ترویج بدهیم. 

*وبلاگ زدم تا که کنم آینه را یاد....تا نام من اندر خم این حلقه ی وب باد

 شد زین همه پیوند در این حلقه دلم شاد....ایمیل تو را دیدم و میلم به تو افتاد

*بدون آگاهی چیزی نگوییم.

*کلی گویی نکنیم و در حدی که از ما بر می آید سخن بگوییم و راه گریز هم بگذاریم.

*تا کوچکی نکنیم ،بزرگ نمی شویم.اولین الفبای کوچکی کردن ادب است،مودب باشیم.

*در نوشته ها به کسی توهین نکنیم و هماره جوانب احترام را رعایت کنیم.

*در مقابل انتقادها مقاوم باشیم...چه انتقاد درست و چه غلط...درست ها را بپذیریم و از کنار غلط ها رد شویم.

*هنوز هم رادیو جوان،هم نفس با جوانان ایرانی

*هنوز هم صدا،صدای ایرانی....جوان جوان ایرانی

*هنوز هم در رادیو جوان شنیده می شوید.

*هنوز هم با رادیو جوان متفاوت بشنوید.

شما برداشتتون چیه؟

 

 

 

+نوشته شده در یکشنبه 1386/08/20ساعت9:24توسط ستاره |
شروع دوباره...!
سلام...
چه لذتی داره شروع دوباره...والا....جان شما!
تبریک بگین...!!!
پس از مدت ها که فقط می تونستم هفت شنبه و آخرشه و اندکی از نشانی رو گوش بدم...حالا دوباره فعالیت ها از سر گرفته شدن(!)و می تونم همچینی بگی نگی بچسبم به رادیو...البته دیگران میگن بچسب به زندگی ولی من و رادیو و زندگی همیشه با هم هستیم....اونم چی رادیو از نوع جوونش...جان شما(!)
و البته اتفاق دیگری هم که افتاده اینه که اگر خدا قبول کنه این وبلاگ تند به تند....زود به زود....سریع سریع...آپ خواهد شد...
دیگه اینکه چیزه قراره فردا تو فرهنگسرای چیز،مدرسه یا همون چیز،اندیشه نشست سران (!)داشته باشیم...سران وبلاگ های رادیو جوانی....(!)
آدرسم اینجاست....تهران /خیابان شریعتی /نرسیده به پل سید خندان /روبروی باشگاه پیام /پارک هلال احمر /فرهنگسرای مدرسه /سالن اجتماعات ...میگن ساعت 14:30 ولی ببینیم چی میشه...


 

+نوشته شده در چهارشنبه 1386/08/16ساعت10:11توسط ستاره |
امروز دست گیر که فردا...از دست رفته است....انسان خسته ای که نجاتش به دست توست...
سلام...

سخنرانی!

بعضی از این آقایون و بعضا"(!)خانوما رو دیدین....خدا نیاره شروع کنن به حرف زدن...حالا نرو و کی برو...

توی هر مجلس که پا میذاری یه سخنران هست که اونم تو ۹۹ درصد مواقع فقط سخن ران تشریف

دارن و سخن دانی معنی و مفهومی نداره....

انگار فقط باید حرف زد و هیچ توجهی به موقعیت نکرد....این قد می گن از در و دیوار و اون پیچی که تو

سقف به کار رفته ...تا اون آسفالت رو خیابون ولی دریغ از یه کلمه صحبت در رابطه با اون موضوعی که

 یه جماعت گوش به راه(!)هستند...

بالعکس یه عده هم تشریف دارن که سخن دان می باشن(!) اما یه کلمه حرف رو هم مضایقه می کنن...

حالا خودتو هلاک کن که طرف یه ب بگه اگه گفت...

خلاصه باید یه طرحی برای تفکیک سخندان ها و سخنران ها ارائه کرد...

 

 

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه 1386/08/02ساعت9:6توسط ستاره |